|
فرهاد زعفری هشجین ایران شف 09121490154 www.iranchef.com |
||
| سلام اولسون ساوالانا، آق داغا سلامی به آق داغ و سبلان، هشجینه اردبیله خلخالا بر هشحین، اردبیل خلخال سلام اولسون ججیم توخویان قیزلارا سلام بر دختران جاجیم باف، بنزییرلر بنوشیه، نرگیزه که درزیبارویی به بنفشهها و نرگسها میمانند. الله سئور زحمت چکن ایشچی نی خدا دوستدار کارگران زحمتکش است. آلقئشلایاق ججیم توخویان قیزلاری پس بستائیم دختران جاجیم باف را که در باغ پرگل و شکوفه حاجیمهای رنگین میشکفند، بولبول کیمین شعراوخویان قیزلاری توخوجونون، اوغلان اولا، قیزاولا جاجیم بافان را ،چه دختر چه پسر، اونوتمایان هنرینی،ایشینی هنر و کار آنها را نمی توان فراموش کرد. نئجه تاریخ، اوره گینده ساخلاییر چگونه تاریخ آنها را در دلش نگه میدارد؟ هر دوره ده مرد قادینی، کیشینی همچون حرمت مردان و زنان رادمنش. فرهاد زعفری هشجین توصیه شده است که، "بهترین درمان برای بیخوابی، خوابیدن زیاد است." خنده دار به نظر می رسد اما موثر نیست. واقعیت این است که وقتی نمی توانید بخوابید، چه به خاطر یک بیماری جسمی باشد، چه استرس یا اختلال خواب، خندیدن آخرین راه حلی است که به مغزتان خطور می کند. برای دست یافتن به یک خواب خوب و راحت، راه های مختلفی وجود دارد که به علت بیخوابی وابسته است. آندسته از بیخوابی ها که به خاطر مشکلات جسمی ایجاد می شود، ممکن است راهکارهای دارویی یا حتی جراحی داشته باشد، درحالیکه بیخوابی های ناشی از استرس یا مشکلاتی از این نوع، راه حل های درمانی طبیعی تری دارند. یک نمونه مشکل جسمی، آپنه خواب است که می تواند با یک انسداد فیزیکی (آپنه خواب انسدادی)، یا مشکلی در مغزتان (آپنه خواب مرکزی)، و یا ترکیبی از ایندو (آپنه خواب پیچیده) ایجاد شود. درمان های مختلف برای این مشکل عبارتند از تغییر محل خوابیدن، جراحی، یا استفاده از دارو. داروهای این مشکل می توانند تجویزی یا از جمله داروهای بدون نیاز به نسخه باشند. اما اگر مشکل شما در خوابیدن ناشی از مشکلاتی مثل شیفت های کاری غیرمتعارف است شاید بهتر باشد ایجاد هرگونه سروصدا در محل خوابتان را از بین برده، پرده های ضخیم به پنجره ها بزنید و تلفن را هم از برق بکشید. یکی از متداولترین عوامل بروز بیخوابی، استرس است. خوشبختانه وقتی به خاطر استرس ها و نگرانی هایتان بیخواب می شوید، خیلی راحت تر حتی بدون استفاده از دارو و جراحی می توانید دوباره خواب خوب و طولانی داشته باشید. اگر دلیل بیخوابیتان استرس است، می توانید از یکی از این روش های درمانی طبیعی استفاده کنید: · طب سوزنی: یک روش درمانی متعلق به چین باستان است. · رایحه درمانی: که در آن از روغن های خاص برای درمان و آسودگی فرد استفاده می شود. · گیاهان معطر: برای تقویت حس رلاکسیون و تمدد اعصاب که در محل خوابتان گذاشته می شوند. · هیپنوتیز: در این روش می توانید یاد بگیرید که چطور بدنتان را برای ریلکس شدن و پذیرش خواب آموزش دهید. · ماساژ: اینکار که می تواند توسط همسرتان یا یکی از اعضای خانواده و یا حتی خودتان انجام شود راه خوبی برای کاهش استرس و ترغیب بدنتان به خواب است. · مدیتیشن: می توان آن را هم موقع خواب و هم در طول روز بعنوان راهی برای از بین بردن استرس انجام داد. · یوگا: این ورزش به بدن، ذهن و روحتان کمک می کند که در کنار هم به بهترین وجه برای تقویت سلامت فیزیکی، فکری و روحی شما کار کنند. علت بیخوابی شما هرچه که باشد، همیشه اشتباهی هست که نادیده اش می گیرید و فکر می کنید که خود به خود برطرف می شود. اگر مشکل بیخوابی شما آنقدر جدی است که باعث خستگی و خواب آلودگی شما در طول روز می شود، حتماً باید به دنبال درمان فوری آن باشید. اولین قدم شما مشورت با پزشک و بررسی علت کم خوابی شماست. مقابله با بیخوابی با تغییر در سبک زندگی هر کس در زندگی خود حداقل یک شب مشکل بیخوابی را تجربه کرده است. این بیخوابی معمولاً دلیل دارد. مثلاً اگر فرد درمورد یک موضوع و مشکل خاص کاری استرس داشته باشد می تواند علت بیخوابی او شود. یا شاید هم به خاطر سرماخوردگی نتواند یک شب به خواب رود. دلیل این بیخوابی هرچه که باشد، اگر هفته ها طول بکشد می تواند نشانه ای از بیماری بیخوابی باشد. در موارد جدی تر بیخوابی، ماه ها طول می کشد که فرد نمی تواند بخوابد. اما باور نادرست درمورد این مسئله این است که همه فکر می کنند که این یک مشکل بیخوابی به تنهایی است درحالیکه علامت یک مشکل بزرگتر است. یکی از متداولترین علل بیخوابی، سبک زندگی فرد است. برای خیلی افراد این مشکل از دوران دبیرستان شروع می شود. فعالیت های درسی و اجتماعی بیش از حد باعث شب زنده داری های پی در پی و برهم خوردن برنامه خواب فرد می شود. این مشکل در دوران دانشگاه ادامه پیدا کرده و وارد زندگی کاری فرد می شود. بنابراین باید سعی کنید یک برنامه منظم و خوب برای خوابتان داشته باشید و مطمئن باشید این مشکل خیلی زود از بین خواهد رفت. کاری که خیلی ها انجام می دهند نوشیدن قهوه است. بااینکه اکثریت برای بیدار ماندن در یک روز کاری سخت اینکار را می کنند اما کافئین موجود در آن می تواند علت بیماری بیخوابی شما باشد. کافئین یک محرک است، از اینرو حذف این ماده از رژیم غذایی بسیار موثر خواهد بود. منبع مردمان اهمیت عشق در روابط
اهمیت عشق در رابطه را نمی توان نادیده گرفت. همه ما در یک زمانهایی بدون توجه به شایعاتی که ممکن است دوروبرمان باشد، به عشق واکنش می دهیم. در عشق های زندگی واقعی، درک دقیق پالس عشقی که طرفتان به آن واکنش مثبت می دهد بسیار دشوار است. اساساً چند شاخص وجود دارد که به شما کمک میکند سمت و سوی مقاصد عشقیتان را تعیین کنید. در همه روابط عشقی، مزایای رمانتیک بودن شما بسیار بیشتر از دلیل رمانتیک بودنتان است. البته هر دو آنها مهم هستند اما این عمل است که بیشترین تاثیر را دارد. اشتباه است که بدون در نظر گرفتن احساسات فرد، درمورد عشق او و دلیل آن فکر کنید. برای خیلی از افراد محکم و استوار بودن در عشق، یک پروسه طولانی و طاقت فرساست. همیشه به خودتان یادآوری کنید که مهم نیست الان با چه مشکلاتی درگیر هستید، اگر بدانید که با ایده های عاشقانه و رمانتیک کشمکش دارید، نتیجه و پاداشی که آخر کار نصیبتان می شود به مشکلات آن می ارزد. در همه تلاشهای ابتدایی در راه عشق، همیشه احتمال شکست وجود دارد. هیچوقت نباید در تجربه های اولیه خود انتظار موفقیت داشته باشید. همه ما انسانیم و جایزالخطاء. اشتباه کردن حق ماست. عشق مثل هنرهای رزمی نیست که استادان واقعی داشته باشد. در دنیای واقعی، هیچکس نمی تواند ادعای استادی در عشق داشته باشد. همه افراد در بازی عشق نوزاد تازه متولد شده هستند و درست مثل هر چیز دیگری، در این مورد هم کسب مهارت مستلزم زمان و تمرین است. عشق راهی بسیار عالی برای بازگرداندن شور و اشتیاق به هر رابطه ای است. واقعاً غیرممکن است که آن احساس پرشور ملاقات های اول را تا پایان عمر نگه دارید اما می توان با عشق تا هر زمان که بخواهید آن شور و اشتیاق را زنده نگه دارید. حفظ شور و عشق در رابطه، خوشبختی ابدی را تضمین می کند. یادتان باشد که تنها راه داشتن یک رابطه خوب با عشق این است که 100% خود را فدا کنید. اگر باورتان این است که شما و طرفتان باید 50% از خودتان را تقدیم دیگری کنید، هنوز خیلی مانده تا به عشق برسید. عشق در رابطه همه تلاش فرد را می طلبد. تصور کنید که طرفتان یک ربات یا کلیشه نیست. همه افکار منفی سابق را دور بریزید. طرفتان را یک موجود استثنایی ببینید که باعث شده همه شور و عشق شما به طرفش کشیده شود. انتظارات و تصورات قبلی را فراموش کنید. هرگونه کلیشه یا انتظار غیرواقعی را از روند فکریتان بیرون کرده و یا فکر و دلی پاک و خالص با طرفتان روبه رو شوید. باور داشته باشید که تغییر برای ساختن یک رابطه به وجود می آید اما نه یک شبه. همیشه گفته می شود که تنها چیز ثابت در زندگی تغییر است. تغییر زمان می برد و می تواند برای خیلی ها دشوار باشد اما مطمئن باشید که به دست می آید. باید از روند کند آن لذت ببرید. اگر از تغییر احساس ناراحتی می کنید، سعی کنید در طولانی مدت خودتان را به آن عادت دهید. زندگی
عاشق شدن پیش زمینه مناسب و مورد انتظار برای ازدواج است. از این جمله اینطور برمی آید که باید برای عشق ازدواج کنید و پس از آن هم روی آن کار کنید. یک ازدواج موفق، تحقق نهایی یک جذبه رمانتیک است. یک ازدواج خوب ازدواجی است که کاملاً و آزادانه بر رشد فردی وابسته باشد و ازدواج بد دقیقاً عکس این وضعیت است. ازدواج کردن اصولاً یک ماجرای رمانتیک با تاکید بر حقوق افراد و آزادی از کنترل والدین می باشد. وابستگی عاطفی و خوشبختی مورد انتظار بر ملاحظاتی مثل همراهی، شباهت های فرهنگی و تجارب اجتماعی یکسان می چربد. ما با افتخار اعلام می کنیم که دیگر برای آسودگی، ارتقاء شغل یا راضی کردن خانواده هایمان ازدواج نمی کنیم، بلکه برای ایجاد یک رابطه مطبوع و خوشایند که کاملاً هم داوطلبانه است و هدف آن خوشبختی فردی و رشد شخصیتی است، ازدواج می کنیم. عشق زیبا است. عالی است. اما ملاک اصلی برای انتخاب همسر چیست؟ خیلی چیزها باید مد نظر قرار گیرد. این نظر سایر قرون است. جوان ها باید از بزرگترهایشان مشورت بگیرند. والدین همیشه با طبیعت و نیازهای فرزندانشان آشنا هستند. می توانند با تجربه و موهایی که در آسیب سفید نکرده اند درمورد همسر انتخابی آنها نظر بدهند. و آنها دنبال خوشبختی فرزندشان نیستند. آیا تحقیقات جدید چیزی از اعتبار عشق بعنوان پایه ای برای انتخاب همسر، آشکار می کند؟ تحقیقات اخیر درمورد مشکلات زناشویی به چه نکاتی دست پیدا کرده است؟ عشق، به نظر برخی محققان یک فرایند شکل گیری تخیل است، که فرد در آن طرف خود را ایدآل ترین می بیند و عیب های او را نادیده گرفته و خوبی هایش را دوچندان می بیند. (پس ازدواج معمولاً فرد به واقعیت برمی گردد). واقعیت این است که همه آدمها به عشق مثل راهی برای جبران احساسات و ارضاء و ایدآل کردن یک نفر اما بدون درنظر گرفتن واقعیت، نگاه می کنند. تحقیقات انجام گرفته روی شکست ها و موفقیت های ازدواج نشان می دهد که هرچه مدت زمان آشنایی قبل از ازدواج بیشتر باشد، احتمال موفقیت در ازدواج نیز بیشتر خواهد شد. برای موفقیت در ازدواج، مهمترین چیز اهمیت تناسب و شباهت زمینه اجتماعی دو نفر است. این یعنی کبوتر با کبوتر، باز با باز. در ازدواج باید با یک نفر زندگی کنید نه اینکه فقط او را دوست داشته باشید. همین واقعیت است که عشق را بخش مهمی از پیش نیاز ازدواج در نظر می گیرد. یک ازدواج خوب، قوانینی دارد از توصیه های قدیمی مثل "او را تحسین کنید"، "در سرگرمی هایش با او شرکت کنید"، "هم معشوقه او باشید هم زنش"، و .... در این مقاله هیچ حرفی به میان آورده نشده چون بیش از اندازه تکراری شده اند و از این گذشته به هدف خود هم نمی رسند. شاید آنچه که ما نیاز داریم یک دسته قانون جدید باشد. این قوانین به این صورت هستند. قانون اول: هیجیک از طرفین نباید درمورد دوست دخترها یا دوست پسرهای قبلی طرف خود بد حرف بزند یا تحقیر کند. تمایل به خرد و تحقیر کردن افرادی که قبلا در زندگی همسر بوده اند، نشاندهنده نارضایتی از زندگی خود است. از توهین ها، کنایات، و بدزبانیها باید به کلی خودداری شود. قانون دوم: شوهر نباید در جمع به همسر خود توهین یا بی احترامی کند. هرگونه بحث از این قبیل باید در خلوت خود دو نفر انجام شود. این مسئله درمورد خانم ها هم صادق است. قانون سوم: وقتی شوهر مشغول کتاب خواندن با صدای بلند است، زن باید آرام در صندلی خود بنشیند و گوش کند. شاید از موضوع مطلب خوشش نیاید اما حداقل کاری که می تواند بکند این است که خود را علاقه مند نشان دهد. حین خواندن همسر نباید مدام دستش را برای پراندن مگسی که اذیتش می کند دراز کند یا اشتباه تلفظی شوهرش را گوشزد کند یا بگوید که یکی از جورابهایش را اشتباه پوشیده است. می تواند با جملاتی مثل، "چه جالب"، همسرش را تحسین کند. قانون چهارم: شوهر باید با همه امور خانه آشنا باشد تا وقتی که همسرش به آرایشگاه رفته است و منزل نیست، بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. البته شادی بد نباشد که همه خانم ها یک نقشه از جای همه وسایل خانه برای همسرانشان تهیه کنند تا آنها به مشکل برنخورند. البته مشکل اینجاست که ممکن است مرد آن نقشه را هم گم کند و تا برگشتن زن به خانه نتواند آنرا پیدا کند. قانون پنجم: دو نفر که با هم زندگی می کنند نباید با هم شرطی صحبت کند. بهترین حالت حرف زدن با هم حالت خبری آنهم زمان حال است. زمان آینده که با تردید و نگرانی همراه است و گذشته هم که دریای یاس و پشیمانی است. ازمردمان تشکر به خاطر مطلب روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست قهوهی تلخ مهیا شد و میباید خاست ![]() ساده باشیم ساده باشیم چه در باجه یك بانك چه در زیر درخت كار مانیست شناسایی راز گل سرخ كار ما شاید این است كه در افسون گل سرخ شناور باشیم پشت دانایی اردو بزنیم دست در جذبه یك برگ بشوییم و سر خوان برویم صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم هیجان ها را پرواز دهیم روی ادراك ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی ریه را از ابدیت پر و خالی بكنیم بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم نام را باز ستانیم از ابر از چنار از پشه از تابستان روی پای تر باران به بلندی محبت برویم در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز كنیم كار ما شاید این است كه میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم... ![]() اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است. بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند. از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس." در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد. پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است. بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است. اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را میبوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند. رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است. از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است. اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود. در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذت بیشتری می برند. پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند. همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند. بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید ! سایر مزایا محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد. از بین بردن استرس یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است. کاهش وزن چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود. تاخیر در فرایند پیری این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند. ایجاد و افزایش تناسب اندام خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است. تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید. افزایش اعتماد به نفس البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود. انالله وانا الیه راجعون مراسم شب هفت هنرمندی توانا ،دانشمند ،شاعر،و معلمی فرهیخته و برادری دوست داشتنی مرحوم بهلول زعفری هشجین روز دوشنبه ۱/۷/۸۷ برگزار خواهد شد
خبر، چنان سنگین و تابسوز است كه به دشواری به باور مینشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چارهای جز تسلیم و رضا نیست. منبع سایت هشجین
آخرین نفس. ویکباره دیدم عرق سرد در صورتش حلقه زد. ناگهان نقاش موفق شد و زمان را روز۳ شنبه مورخه ۲۶/۶/۸۷ ساعت یک و سی و یک دقیقه سی ثانیه برای همیشه متوقف کرد.
شعربه ترجمه شده مرحوم بهلول زعفری هشجین
یادته سر چشمه شور اوتورموشدوخ ميخچا گچمش داشيندا نشسته بودیم روی سنگی که میخچه دراورده بود
چشمم ماند درآن آش دوغ به پز آش را نزاربماند تا سحر بلكه بيزيم مرجميزده گووره شاید عدس ماهم جوانه بزند
فصل بهار در مسجد شیخ نزری میدن ارباب يوخسول شيخا ساري گدللر پولداربی پول به طرف مسجد شیخ میرند.
نهارمیخورند قبول باشد می گویند.
اون زمان است که رعدوبرق میزندوباران ورحمت الهی میبارد اكينچي لر كهليك كيمين قاقلار کشاورزان مثل کپک قهه قهه میزنند از خوشحالی در فصل پاییز در محل عبادت و زیارت گاهی بنام (خنیی)جمع می شوند چپيش كسديگ آق آردجون ديبينده بز یا گوسفندی سرمی برند درزیر درخت کاج قدیمی استخوانهاش در جیب شمس علی(شخصی که مرحوم باهاش شوخی داشتند)
فریادهای میرزاعلی چی شد؟ جوان عمريم بيخود،يره هيچ اولدي جوانی ام بی خودی هیچ شد.
درفصل بهار شب عید داوارگلنده ،ييردوك شامي زمانی که گوسفندا ازصحرا می امدند می خوردیم شام
می گشتیم کوچه ها و پشت بام هارا
به ترجان و مقصود به شوخی سنگ پرت می کردیم اوندان گدوب اوزاوميزدا ياتاردوخ بعدازآن می رفتیم درخانه خودمان می خوابیدیم
یادته در سر آن روستای کمردره اوتورموشدوخ او آلشون داشندا نشسته بودیم روی آن سنگ آلیش (آلیش سخره سنگی است در منطقه)هشجین.
یک آهو دیدیم شش یا هفت ساله درآنجا
آنوقت دیدم به تیرکمانت سنگ گذاشتی اوحيواني اويان بيانه قودون اون حیوان را به ان طرف واین طرف فراری دادی روحش شاد و یادش را گرامی میداریم بر سر بلندترین کاج زمان غنچه ای بود جاری ساقه ای بود لرزان لحظه ها آمد و رفت گلی از سست ترین شاخه ی کاج نفسی زد به تمنای تولد به شکرانه ی لحظه ی رویش جرعه ای عشق بویید
جنبشی محو فضا را پر کرد و طنینی که در گلگونه ی گلها خوابید وحی ای از پنجره ی خانه ی مهر بود که باز... کرد حادثه ی تکرار گل سرخ را تأیید تپشی بود که کرد آواز حقایق از فراز سبزترین غنچه ها من خیلی کوچکم با رزه بین ببین نازکتر از بلورم و نرمتراز حریر زردتر از برگ زعفران این را بدان اگر قصدشکستنم داری سنگ بی انصافیست یک تلنگرهم کافیست
ای کاش تودر کنار ما می بودی در کار نمایه یار ما می بودی ای چشمه دانش و وفاو نیکی درد دل ما را تو دوا می بودی سخت است وداع با توی شیرین گفتار بی مهری ما راتو وفا می بودی حیف است که آهنگ تورا ننیوشیم ای کاش که تو نوای ما می بودی گویندرود زدل چو از دیده برفت اما نروی تو که پر از عشق و صفا می بودی ای کاش قلندران این بادیه را تو یاور بی رنگ وریا می بودی ..... دیدم ديدم در آن کوير درختی غريب را محروم از نوازش يک سنگ رهگذر تنها نشسته....بی برگ و بار زير نفسهای آفتاب..در التهاب در انتظار قطره اي باران در آرزوي آب... ابري رسيد چهره درخت از شعف شكفت دلشاد گشت و گفت: آي ابر اي بشارت باران آيا دل سياه تو از آه من بسوخت؟؟ غريد تير ابر برقي جهيد و چوب آن درخت كهن بسوخت... چون آن درخت سوختم در كوير عمر ديدم كه گرد باد خاكستر وجود مرا با خودش نبرد... شعرهایم را به ریسمانی می کشم تا بگردن ماه آویزانش کنم با مهره های کج و راست، مهره های سرخ، زرد نارنجی و زمانی سبز و در میان هر آبی یک فاصله ی خاکستری ـ بد آنها واگویه های من اند که تنها زاده ی یک لحظه اند لحظه هایی، که هرگز تکرار نخواهند شد در زمانی که زندگی جاریست و من، مثل ..... دارم به خودم می خندم تنهایی حالا بعد این همه سال و بدبختی تنها که می شوی می بینی چکاوکی کودکان سپیده را به نوازش باد می سپرد کسی پنجره اش را باز می گذارد و آهسته در گوش باد گریه می کند حالا بعد این همه سال تنها که می شوم می بینم از درد وخستگی چقدر خوابم می آید چقدر می خواهم بمیرم
داغی قهوه به داعی عشق جاودانه خواهد ماند.
http://www.farhood.ir
از تنگنای محبس تاریکی/ وز منجلاب تیره این دنیا/ بانگ پر از نیاز مرا بشنو/ آه ای خدای قادر بی همتا. http://www.farhood.ir
خدای من , بر سجاده ای نشسته ام که در هر گوشه آن , از بهاران رفته , یادگارهایی به جای مانده و اینک در انتظار یادگاری دیگر از نو بهاری دیگرند . خدای من ,هر بهار را سبزتر از دیگری بر من می گشودی و من تا انتهای سپیدی آخرین فصلش, شادمانه می رفتم و آن را به نو رسیده ای دیگر می سپردم . ای عزیزترین, در گوشه ای از سجاده من ,نشانی از بهاری نه چندان دور می بینم , "سفر",تو مرا به سفری یگانه فراخواندی ,سفری به درون ,به خویشتنم و در بهاری دیگر در"سحری"عاشقانه بیدارم کردی تا اندیشه های شبانه ام را به آن بسپارم و رهایشان سازم.در بهاری نزدیکتر , ای نازنین , در "سایه ی خیالی "از نور و معرفت رهایم ساختی تا بدانم بی شناخت تو , بهاران,فصل تنهایی هاست خدای من , و باز در بهاری پیش تر ,"سودایی عارفانه"در سرم انداختی که درد , کوه , است و غربت وتنهایی , کویری بی انتها . اگر تو نباشی و با تو و فقط با تو , آنها همه هیچ اند و هیچ اند و هیچ . در گوشه ای دیگر از سجاده ام ,ای مهربان ترین ,"سلامی سپید"به یادگار مانده است در بهار پیشین , مرا به سلامی میهمان کردی, گرم و دلنشین تا با هر آن چه بوی زندگی,عشق ,معرفت,می دهد,آشتی کنم . اینک, ای خدای من ,"سجاده "معطر نشسته ام و به تمامی نشانه های دیدارهای بهاری ام با تو می نگرم :با"سفری" آغازکردم که آغازش تو بودی , به "سحری"عاشقانه رسیدم که بامدادش تو بودی , در "سایه خیال" تو به"سودای عارفانه"ای رسیدم که تنها بهانه اش تو بودی , به"سلامی"دوباره جانم دادی که صحتش تو بودی واینک در انتظار بهاری نو هستم و یادگاری دیگر از تو , تا مرا به تقدیری برساند که قادرش تو باشی ,به حالی بگردانی که محولش تو باشی. فرهاد زعفری هشجین http://www.farhood.ir
می گن دل حرم توست و غیر تو را نباید راه داد پروردگارم نمی دونم اشتباه کردم یا نه ولی خودت آگاهی که تنها آرزوی من رسیدن به توست عاشقانه پرستیدن توست. پس مرا به وصال خودت برسان
من هم خودم رو این جوری قانع می کنم که شاید مانع رسیدن من به تو میشد پس خودت بهم صبر بده و بهترین رو برام در نظر بگیر کمکم کن بتونم به گفتم عمل کنم
خداوندا! به داده ها و نداده ها و گرفته ات شکر ؛ که داده ات نعمت و نداده ات حکمت وگرفته ات امتحان است. پروردگارا! آبروی مرا به توانگری نگهدار و شخصیت مرا به تنگدستی از بین مبر تا مبادا از روزی خواهان تو روزی بخواهم و از آفریده های بد کردار طلب مهربانی کنم و در حالتی قرار گیرم که به تعریف و تمجید کسی که به من چیزی داده بپردازم و از کسی که مرا از امکاناتی منع کرده است بدگویی کنم.
http://www.farhood.ir
مسافرانی بی مقصد پیاده می شوم! » بزودی منتشر میشود نام کتاب : به درخت بادام گفتم با من از خدا حرف بزن. نویسنده :فرهاد زعفری هشجین
من از طرح زیبای هر خاطره سلامی غزل گونه خواهم نوشت من از طرح زیبای هر خاطره سلامی غزل گونه خواهم نوشت که باور کنی گرچه دوراز تو ام فراموش هرگز نکردم تو را در این رخوت بی مجال زمان که احساس پژمرده همچون خزان به یاد تو من مانده ام آشنا که شاید که من یاد باشم تو را که باور کنی گرچه دوراز تو ام فراموش هرگز نکردم تو را در این رخوت بی مجال زمان که احساس پژمرده همچون خزان به یاد تو من مانده ام آشنا که شاید که من یاد باشم تو را دوم اسفند سومین سالگرد برادرم مرحوم رضا زعفری . شاعری توانا .معلمی فرهیخته.دانشمند.کارگردان پسری وفادار.پدری مهربان. برادری عزیز. همیشه یادت گرامی و روحت شاد. سال ها در آرزوی با تو بودن سوختم عاقبت شمعی کنار عکس تو افروختم شمع می داند چگونه قطره قطره ریختم شعله می داند چگونه ذره ذره سوختم از همان روزی که دستم را گرفتی با قلم درد را در سطر های عاشقی آموختم مرگ صد مجهول دارد ٬ صد هزاران منحنی این حقیقت را ز درس آخرت آموختم بر نمی گردی ز راه رفته اما در خیال چشم را بر جاده های بیقراری دوختم عشق را با مردم بی دردسر خواهم گذاشت سردر آغوش گناهی تازه تر خواهم گذاشت بی پر و بال از ستبر آسمان خواهم گذشت در کبود لانه مشتی بال و پر خواهم گذاشت در به در دنبال یک جو تشنگی خواهم دوید چشمه را با تشنگان در به در خواهم گذاشت تا نگویند این جوان بی رد پایی کوچ کرد دفتری شعرومزاری شعله ور خواهم گذاشت بی صدا در کلبه متروک جان خواهم سپرد مرگ را از رفتن خود بی خبر خواهم گذاشت پروردگارا به من بیاموز دوست بدارم کسانی را که دوستم ندارند... عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند... بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند... محبت کنم به کسانی که محبتی در حقم نکردند
کسیلدی داغلاردن کولنگون سسی اوجالدی دنیاده عشقین نغمه سی داغلار غملی یاتیب فرهاد دردیندن گئجه لر یوخ خبر تیشه سسیندن شیرین خبر یوخون یخیلدی فرها د عشقون شهری گوروم اولیدی آباد گل لر بویانیبدی فرهاد قانینان لاله اوینار داغدا قرمز دونینان شیرین گچددی جاندان قوتاردی محنت عشق سوداسیندان تاپیبدی شهرت فرهاد ائولدی داغلار تاپدی فراغت دیون ایللر هارا گئتدی گوزل لر؟ آِی آق داغیم دوسلوغوندا برک دایان
هامی یاتیپدی گوزه لیم سن دایان بو دنیانین دوسلوغلاری اوزده دی مردمین عقلی داداشیم گوزده دی اوزده هامی بیربیرینه اولموش نوکر چوندریب اوز بیر بیرینی هی سوور آی آق داغیم دوسلوغوندا برک دایان هامی یاتیبدی گوزه لیم سن دایان فرهود داداش سوزلرون اولموش عسل سنون بو ایشلرونده اولموش مثل فرهود داداش هردم ده بیر سن اوخی دنیا مالی هیچ کیمه اولماز قالا آی آق داغیم دوسلوغوندا برک دایان هامی یاتیبدی گوزلیم سن دایان همشهری لر یاخچلیغی پیسلی سوز قاتمیون او دنیازی بو دنیازا ساتمیون آی انساننار گوز آچیب بیر اویانوز او دنیادا هیچ کیم اولماز دایا غوز آی آق داغیم آز یاشا آزاد یاشا دونیا خاموشلاندی آق داغ خوش یاشا این شعر بزبان آذری در وصف آغ داغ تقدیم به هشجینی های عزیزم سروده ام امید وارم که مثل آق داغ سربلند باشید
www.iranchef.com
برف می بارد ..آهسته ونرم.
فرهود سوزلریWWW.IRANCHEF.COM
بير سوسوز قالميش آغاج تك قورودون غربتده تئز آياقدان دوشه جکسن، تئز ده قوجالدون فرهود ياخشي گونلر مگر افسانه ايميش هشجینده يوخسا سن تز قوجالیپ پيس گونه قالدون، فرهود بير ياوا شئعر-و غزل قوشماق اوچون اللشدون سن كي ايللر بويو هشجینده تانينماز قالدون ياخشي تئهراندا اؤزون ديللره سالدون، فرهود هامي گوللندي ، عزيز اولدو آتا يوردوندا سن ده غوربتده سولوب…..موزدوو آلدون فرهود چاره، درمان قاپيسين بوش يئره چالما ، فرهود
عشق يعني شب نيايش با خدا تا طلوع صبح دلتنگي دعا
عشق يعني آه ديگر پشت آه سوز دل را پرکشاندن تا به ماه
عشق يعني گريه هاي بي صدا چشم خيس دختري دور از نگاه
عشق يعني لحظه هاي انتظار دل به فردا بستن و روز بهار
عشق يعني بارش از ديده چو ابر بهر ديدار دوباره باز صبر
عشق يعني بهترين حس نياز سوي تنها خالق هستي نماز
عشق يعني اين منه ديوانه وار كرده ام خود را فداي عشق يار گوشها منتظر بانگ جرس هاي مناند
کوچهها منتظر بانگ قدمهاي تو اند تو از اين برف فرو آمده دلگير مشو تو از اين وادي سرمازده نوميد مباش دي زماني دارد و زمستان اجلش نزديك است من صداي نفس باغچه را ميشنوم و صداي قدم گل را در يك قدمي و صداي گذر گرده گل را در بستر باد و صداي سفر و هجرت دريا را در هودج ابر و صداي شعف فاخته را در باران و صداي اثر باران را بر قوس و قزح و صداهايي نمناك و مرموز و سبز عجب آواز خوشي در راه است ![]()
|
||