تبليغاتX
داغی قهوه به داغی عشق

فرهاد زعفری هشجین ایران شف 09121490154 www.iranchef.com

 

راه هایی برای تغییر طرز تفکر و دگرگون کردن زندگی

نگرش ما به زندگی یعنی همه چیز! چند روز پیش تبلیغی درمورد افسردگی در تلویزیون دیدم که افراد را به "تغییر طرز تفکر" تشویق می کرد. واقعاً آفرین به همچنین تبلیغاتی که هوشیاری ایجاد میکند. برای دست یافتن به قانون جاذبه در زندگی—یعنی جذب کردن بیشتر چیزهایی که در زندگی می خواهیم به سمت خود، و تبدیل منفی ها به مثبت—باید طرز تفکرمان را تغییر دهید و یک نگرش جدید به زندگی پیدا کنیم.

سالها پیش مربی اخلاقم درمورد تغییر دیدگاه به روشی بسیار ساده صحبت می کرد. از طریق تصاویر و احساسات. او به من نشان داد که چطور حرکت دادن یک پا به سمت راست یا چپ یا جلو و عقب، دیدگاه شما را نسبت به صحنه ای که مقابلتان قرار دارد تغییر می دهد. وقتی از زاویه ای متفاوت به دنیا و آدم ها درون آن نگاه می کنید، آن را متفاوت خواهید دید و متفاوت درمورد آن فکر خواهید کرد. تغییر دیدگاه، تغییر زاویه دیدی که با آن به خودتان و دنیایتان نگاه می کنید، در چیزهایی که می بینید و واکنشی که به آنها می دهید، تاثیر می گذارد.

من  خیلی از مراجعینم را در این چند سال به تغییر طرز تفکر و دیدگاهشان تشویق کرده ام و خیلی از آنها موفق شدند با این روش به چیزهایی که در زندگی می خواستند—پول بیشتر، خرید یک ماشین نو، عشق و ...—برسند. به همین خاطر تصمیم گرفتم این 10 نکته برای تغییر رویکرد به زندگی را به چاپ برسانم.

1. یک مسیر جدید انتخاب کنید. به دنبال یک راه جدید برای رسیدن به مقصدتان باشید. برای رفتن سر کار چه پیاده از پارک رد می شوید یا با اتوبوس می روید، سعی کنید یک مسیر جدید برای خود انتخاب کنید که به شما ایده ها و بینش تازه ای نسبت به محیطتان بدهد.

2. نقش دیگران را بازی کنید. برای لحظه ای هم که شده افکار و نظرات خود را کنار بگذارید و با چشمان یک نفر دیگر به یک موقعیت یکسان نگاه کنید. سعی کنید همان چیزی که آنها می بینند و حس می کنند را ببینید و حس کنید. مهم نیست که در حال دعوا کردن، نگاه کردن به یک مشکل یا سوال باشید، از دیدگاه یک فرد دیگر مطمئناً به درک بیشتری دست خواهید یافت.

3. افکار و قضاوت های غیردوستانه و باورهای محدود کننده خود را بشناسید—"من خیلی چاقم"، "من نمی تونم..."، "اون خیلی خوشگله و من اصلاً به نظرش نمیام"، "اون دمدمی مزاجه"، و ...—این الگوهای فکری منفی را تغییر داده و به مثبت تبدیل کنید: "من هر روز و هر روز خوشگلتر میشم."، "من می تونم...خواستن توانستن است"، "اون خیلی دوست داشتنی است، دلم می خواد باهاش آشنا بشم"، "آدم جالبی به نظر می رسه" و ... شگفت انگیز است که چطور تغییر افکار منفی به مثبت باعث می شود مثبت های بیشتری را در زندگی به سمت خود جذب کنید.

4. چیزهای کهنه را از بین ببرید. با یک خانه تکانی درست و حسابی منزل، جا برای انرژی و ایده های جدید باز کنید. خانه تکانی فضاهای فیزیکی به ما کمک می کند خانه تکانی فکر و دلمان را هم شروع کنیم. درست همانطور که گاهی خودمان را زیر اشیاء کهنه و قدیمی که دیگر هیچ نیازی به آنها نداریم دفن می کنیم، ممکن است روحمان را هم زیر افکار و احساسات کهنه و به درد نخور دفن کنیم.

5. برنامه روزانه زندگیتان را تغییر دهید. اولویت هایتان را ارزیابی کنید، ببینید چه چیزهای بیشترین اهمیت را در زندگیتان دارند، و بعد برنامه روزانه تان را برای تمرکز بیشتر روی اولویت هایتان تغییر دهید. مثلاً یکی از مراجعین من که خانمی مطلقه و صاحب سه فرزند است که برای  نگهداری از آنها مجبور است سخت کار کند. او مادری بسیار دوست داشتنی با مهارت ها عالی و یک شغل بسیار خوب است که می تواند آنرا به راحتی در منزل انجام دهد. اما بعضی وقت ها من متعجب میشوم که چطور خود را درگیر کارهایی می کند که نه به پول در آوردن کمک میکند و نه هیچ ارتباطی به مراقبت او ازفرزندانش دارد. این زن اگر اولویت های زندگی خود را ارزیابی کند و برنامه روزانهاش را برطبق مسائل مهم زندگی اش—خانواده و درآمد کاری—قرار دهد، مطمئناً خیلی بیشتر می تواند در جهت اهدافش پیش رود. دانستن اولویت های زندگیتان به شما کمک می کند طرز تفکرتان نسبت به استفاده از منابعتان، مثل زمان، تغییر کند.

6. به زبانتان دقت کنید. کلماتی که استفاده می کنید، نحوه بیان افکار و احساساتتان را تغییر دهید و آنوقت خواهید دید که انرژی پیرامونتان تغییر می کند. اگر من از یک جمله منفی مثل "تو نمیتونی اینکار را انجام بدی چو خطر داره" استفاده کنم، این احتمال وجود دارد که فرد با من لج کرده و برای ثابت کردن بی خطر بودن آن کار به من، به انجام آن مبادرت ورزد. اما اگر به جای آن جمله از جمله "چطوری می خواهی خطرات اینکار را از بین ببری چون یک کم خطرناک به نظر میاد"  استفاده کنم، فرد خیلی بیشتر در مورد آن فکر خواهد کرد و بیفکرانه آن را انجام نمی دهد. زبان ابزار بسیار نیرومندی در تغییر نحوه فکر کردن ما و همچنین واکنش دیگران به ماست.

7. انتخاب کنید که شاد باشید. خودتان منبع شادی خودتان باشید و از دیگرن انتظار نداشته باشید که خوشحالتان کنند. افراد شاد و خوشبخت افراد شاد و موقعیت های شاد بیشتری را به سمت خود جذب می کنند. برای اینکه هر لحظه در زندگی شاد باشید باید به چیزهای مثبت و خوب زندگی و کارتان تمرکز کنید و منفی های آن را کنار بگذارید. برای بو کردن گلها وقت بگذارید و اجازه ندهید که ناامیدیها در شما رخنه کند و انرژی شما را از بین ببرد.

8. مرتب دعا و مناجات کنید. با عبادت و مناجات از خدای خود تشکر و قدردانی کنید و خواسته های خود را از او طلب کنید. با تعمق به افکار و ایده های جدید دست پیدا کنید. عبادت و اندیشه کردن از مهمترین مسائل زندگی هستند چون ما را به خدا و به روحمان پیوند می دهند. و از طریق این ارتباطات می توانید به افکار بازتر و تازه تر دست پیدا کنیم.

9. ساده کنید. به دنبال واضح و ساده کردن همه چیز باشید. یکی از مراجعین خیلی باهوش من مرتب در حالت آشفته به من زنگ می زند و میگوید که نمی داند برای فلان مسئله سخت و پیچیده ای که در زندگی اش افتاده چطور تصمیم بگیرد و چه بکند. اولین کاری که از او می خواهم بکند این است که اول ببیند کدامیک از مسائل واقعاً به این قضیه مربوط است، و بعد همه چیز را خیلی "ساده" برای من توضیح دهد. طی چند دقیقه خودش می بیند که خیلی چیزها که به نظرش به این قضیه مربوط بود اصلاً هیچ ارتباطی ندارد و کاملاً بی ربط است و می تواند راحت آنها را حذف کند. آنوقت است که می تواند خیلی راحت تر تصمیم بگیرد. ساده کردن، چه در طریقه زندگی کردنمان باشد چه در نحوه آنالیز کردن یک مشکل، دیدگاه ما را تغییر می دهد و همه چیز را روشن تر می کند.

10. لبخند بزنید. لبخند زدن تاثیر فیزیکی بر مغز دارد و البته بر نحوه فکر کردنمان. یک شب که خیلی از یک مشکل خانودگی که برایم پیش آمده بود نگران و آشفته بودم به روانشناسم زنگ زدم. او چند دقیقه به حرف های من گوش داد و بعد حرفم را قطع کرد و گفت، "لبخند بزن، لبخند بزن و لبند بزن، چه الان حس آن را داشته باشی یا نداشته باشی". بعد درمورد تاثیرات فیزیکی لبخند زدن برایم صحبت کرد و اینکه چطور روحیهر ا تقویت می کند و هورمون های شادی بخش در بدن تولید می کند و همه اینها دیدگاه ما را درمورد مشکلمان تغییر می دهد. من امتحانش کردم. درست مثل دیوانه ها همیشه لبخند می زدم، موقع شستم ظرفها، تایپ کردن پشت کامپیوتر، صحبت کردن با دوستانم، و .... و واقعاً موثر بود. مشکلات خانوادگی خودشان رفته رفته حل شدند. لبخند زدن موقع حرف زدن پشت تلفن به فرد آنطرف خط منتقل می شود، لبخند زدن حین کار باعث میشود لذت بیشتری از انجام آنکار ببرید و همه اینها در دیدگاه شما نسبت بھ خودتان و دنیای اطرافتان تغییر ایجاد میکند.

برای ایجاد تغیر در نحوه فکر کردنمان، باید به خودمان و دنیای اطرافمان از یک زاویه دیگر نگاه کنیم و دیدگاهمان را تغییر دهیم. به جای اینکه در پاسخ به یک سوال همان مسیر قدیمی را برای رسیدن به نتیجه انتخاب کنید، از یک زاویه جدید به آن سوال نگاه کنید و از یک راه دیگر به نتیجه برسید. اینها راه های خوبی برای کمک به تغییر دیدگاهتان در زندگی بود. هر بار که یک راه تازه را برای رسیدن سر کار انتخاب می کنید، به مغزتان هم آموزش می دهید که یک راه جدید برای حل یک مشکل انتخاب کند. و وقتی فکرتان را تغییر دادید، دنیایتان تغییر خواهد کرد.

از مردمان تشکرمیکنیم

+ تاریخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9:38 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |
 

توصیه شده است که، "بهترین درمان برای بیخوابی، خوابیدن زیاد است." خنده دار به نظر می رسد اما موثر نیست.

واقعیت این است که وقتی نمی توانید بخوابید، چه به خاطر یک بیماری جسمی باشد، چه استرس یا اختلال خواب، خندیدن آخرین راه حلی است که به مغزتان خطور می کند. برای دست یافتن به یک خواب خوب و راحت، راه های مختلفی وجود دارد که به علت بیخوابی وابسته است. آندسته از بیخوابی ها که به خاطر مشکلات جسمی ایجاد می شود، ممکن است راهکارهای دارویی یا حتی جراحی داشته باشد، درحالیکه بیخوابی های ناشی از استرس یا مشکلاتی از این نوع، راه حل های درمانی طبیعی تری دارند.

یک نمونه مشکل جسمی، آپنه خواب است که می تواند با یک انسداد فیزیکی (آپنه خواب انسدادی)، یا مشکلی در مغزتان (آپنه خواب مرکزی)، و یا ترکیبی از ایندو (آپنه خواب پیچیده) ایجاد شود. درمان های مختلف برای این مشکل عبارتند از تغییر محل خوابیدن، جراحی، یا استفاده از دارو. داروهای این مشکل می توانند تجویزی یا از جمله داروهای بدون نیاز به نسخه باشند.

اما اگر مشکل شما در خوابیدن ناشی از مشکلاتی مثل شیفت های کاری غیرمتعارف است شاید بهتر باشد ایجاد هرگونه سروصدا در محل خوابتان را از بین برده، پرده های ضخیم به پنجره ها بزنید و تلفن را هم از برق بکشید.

یکی از متداولترین عوامل بروز بیخوابی، استرس است. خوشبختانه وقتی به خاطر استرس ها و نگرانی هایتان بیخواب می شوید، خیلی راحت تر حتی بدون استفاده از دارو و جراحی می توانید دوباره خواب خوب و طولانی داشته باشید. اگر دلیل بیخوابیتان استرس است، می توانید از یکی از این روش های درمانی طبیعی استفاده کنید:

·         طب سوزنی: یک روش درمانی متعلق به چین باستان است.

·         رایحه درمانی: که در آن از روغن های خاص برای درمان و آسودگی فرد استفاده می شود.

·         گیاهان معطر: برای تقویت حس رلاکسیون و تمدد اعصاب که در محل خوابتان گذاشته می شوند.

·         هیپنوتیز: در این روش می توانید یاد بگیرید که چطور بدنتان را برای ریلکس شدن و پذیرش خواب آموزش دهید.

·         ماساژ: اینکار که می تواند توسط همسرتان یا یکی از اعضای خانواده و یا حتی خودتان انجام شود راه خوبی برای کاهش استرس و ترغیب بدنتان به خواب است.

·         مدیتیشن: می توان آن را هم موقع خواب و هم در طول روز بعنوان راهی برای از بین بردن استرس انجام داد.

·         یوگا: این ورزش به بدن، ذهن و روحتان  کمک می کند که در کنار هم به بهترین وجه برای تقویت سلامت فیزیکی، فکری و روحی شما کار کنند.

علت بیخوابی شما هرچه که باشد، همیشه اشتباهی هست که نادیده اش می گیرید و فکر می کنید که خود به خود برطرف می شود. اگر مشکل بیخوابی شما آنقدر جدی است که باعث خستگی و خواب آلودگی شما در طول روز می شود، حتماً باید به دنبال درمان فوری آن باشید. اولین قدم شما مشورت با پزشک و بررسی علت کم خوابی شماست.

مقابله با بیخوابی با تغییر در سبک زندگی

هر کس در زندگی خود حداقل یک شب مشکل بیخوابی را تجربه کرده است. این بیخوابی معمولاً دلیل دارد. مثلاً اگر فرد درمورد یک موضوع و مشکل خاص کاری استرس داشته باشد می تواند علت بیخوابی او شود. یا شاید هم به خاطر سرماخوردگی نتواند یک شب به خواب رود.

دلیل این بیخوابی هرچه که باشد، اگر هفته ها طول بکشد می تواند نشانه ای از بیماری بیخوابی باشد. در موارد جدی تر بیخوابی، ماه ها طول می کشد که فرد نمی تواند بخوابد. اما باور نادرست درمورد این مسئله این است که همه فکر می کنند که این یک مشکل بیخوابی به تنهایی است درحالیکه علامت یک مشکل بزرگتر است.

یکی از متداولترین علل بیخوابی، سبک زندگی فرد است. برای خیلی افراد این مشکل از دوران دبیرستان شروع می شود. فعالیت های درسی و اجتماعی بیش از حد باعث شب زنده داری های پی در پی و برهم خوردن برنامه خواب فرد می شود. این مشکل در دوران دانشگاه ادامه پیدا کرده و وارد زندگی کاری فرد می شود. بنابراین باید سعی کنید یک برنامه منظم و خوب برای خوابتان داشته باشید و مطمئن باشید این مشکل خیلی زود از بین خواهد رفت.

کاری که خیلی ها انجام می دهند نوشیدن قهوه است. بااینکه اکثریت برای بیدار ماندن در یک روز کاری سخت اینکار را می کنند اما کافئین موجود در آن می تواند علت بیماری بیخوابی شما باشد. کافئین یک محرک است، از اینرو حذف این ماده از رژیم غذایی بسیار موثر خواهد بود.

منبع مردمان

+ تاریخ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:11 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |
 

اهمیت عشق در روابط

اهمیت عشق در رابطه را نمی توان نادیده گرفت. همه ما در یک زمانهایی بدون توجه به شایعاتی که ممکن است دوروبرمان باشد، به عشق واکنش می دهیم.

در عشق های زندگی واقعی، درک دقیق پالس عشقی که طرفتان به آن واکنش مثبت می دهد بسیار دشوار است. اساساً چند شاخص وجود دارد که به شما کمک میکند سمت و سوی مقاصد عشقیتان را تعیین کنید.

در همه روابط عشقی، مزایای رمانتیک بودن شما بسیار بیشتر از دلیل رمانتیک بودنتان است. البته هر دو آنها مهم هستند اما این عمل است که بیشترین تاثیر را دارد. اشتباه است که بدون در نظر گرفتن احساسات فرد، درمورد عشق او و دلیل آن فکر کنید.

برای خیلی از  افراد محکم و استوار بودن در عشق، یک پروسه طولانی و طاقت فرساست. همیشه به خودتان یادآوری کنید که مهم نیست الان با چه مشکلاتی درگیر هستید، اگر بدانید که با ایده های عاشقانه و رمانتیک کشمکش دارید، نتیجه و پاداشی که آخر کار نصیبتان می شود به مشکلات آن می ارزد.

در همه تلاشهای ابتدایی در راه عشق، همیشه احتمال شکست وجود دارد. هیچوقت نباید در تجربه های اولیه خود انتظار موفقیت داشته باشید. همه ما انسانیم و جایزالخطاء. اشتباه کردن حق ماست. عشق مثل هنرهای رزمی نیست که استادان واقعی داشته باشد. در دنیای واقعی، هیچکس نمی تواند ادعای استادی در عشق داشته باشد. همه افراد در بازی عشق نوزاد تازه متولد شده هستند و درست مثل هر چیز دیگری، در این مورد هم کسب مهارت مستلزم زمان و تمرین است.

عشق راهی بسیار عالی برای بازگرداندن شور و اشتیاق به هر رابطه ای است. واقعاً غیرممکن است که آن احساس پرشور ملاقات های اول را تا پایان عمر نگه دارید اما می توان با عشق تا هر زمان که بخواهید آن شور و اشتیاق را زنده نگه دارید. حفظ شور و عشق در رابطه، خوشبختی ابدی را تضمین می کند.

یادتان باشد که تنها راه داشتن یک رابطه خوب با عشق این است که 100% خود را فدا کنید. اگر باورتان این است که شما و طرفتان باید 50% از خودتان را تقدیم دیگری کنید، هنوز خیلی مانده تا به عشق برسید. عشق در رابطه همه تلاش فرد را می طلبد.

تصور کنید که طرفتان یک ربات یا کلیشه نیست. همه افکار منفی سابق را دور بریزید. طرفتان را یک موجود استثنایی ببینید که باعث شده همه شور و عشق شما به طرفش کشیده شود. انتظارات و تصورات قبلی را فراموش کنید. هرگونه کلیشه یا انتظار غیرواقعی را از روند فکریتان بیرون کرده و یا فکر و دلی پاک و خالص با طرفتان روبه رو شوید.

   باور داشته باشید که تغییر برای ساختن یک رابطه به وجود می آید اما نه یک شبه. همیشه گفته می شود که تنها چیز ثابت در زندگی تغییر است. تغییر زمان می برد و می تواند برای خیلی ها دشوار باشد اما مطمئن باشید که به دست می آید. باید از روند کند آن لذت ببرید. اگر از تغییر احساس ناراحتی می کنید، سعی کنید در طولانی مدت خودتان را به آن عادت دهید.

+ تاریخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 9:24 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |
زندگی

عاشق شدن پیش زمینه مناسب و مورد انتظار برای ازدواج است. از این جمله اینطور برمی آید که باید برای عشق ازدواج کنید و پس از آن هم روی آن کار کنید. یک ازدواج موفق، تحقق نهایی یک جذبه رمانتیک است. یک ازدواج خوب ازدواجی است که کاملاً و آزادانه بر رشد فردی وابسته باشد و ازدواج بد دقیقاً عکس این وضعیت است. ازدواج کردن اصولاً یک ماجرای رمانتیک با تاکید بر حقوق افراد و آزادی از کنترل والدین می باشد. وابستگی عاطفی و خوشبختی مورد انتظار بر ملاحظاتی مثل همراهی، شباهت های فرهنگی و تجارب اجتماعی یکسان می چربد. ما با افتخار اعلام می کنیم که دیگر برای آسودگی، ارتقاء شغل یا راضی کردن خانواده هایمان ازدواج نمی کنیم، بلکه برای ایجاد یک رابطه مطبوع و خوشایند که کاملاً هم داوطلبانه است و هدف آن خوشبختی فردی و رشد شخصیتی است، ازدواج می کنیم.

عشق زیبا است. عالی است. اما ملاک اصلی برای انتخاب همسر چیست؟ خیلی چیزها باید مد نظر قرار گیرد. این نظر سایر قرون است. جوان ها باید از بزرگترهایشان مشورت بگیرند. والدین همیشه با طبیعت و نیازهای فرزندانشان آشنا هستند. می توانند با تجربه و موهایی که در آسیب سفید نکرده اند درمورد همسر انتخابی آنها نظر بدهند. و آنها دنبال خوشبختی فرزندشان نیستند. آیا تحقیقات جدید چیزی از اعتبار عشق بعنوان پایه ای برای انتخاب همسر، آشکار می کند؟ تحقیقات اخیر درمورد مشکلات زناشویی به چه نکاتی دست پیدا کرده است؟ عشق، به نظر برخی محققان یک فرایند شکل گیری تخیل است، که فرد در آن طرف خود را ایدآل ترین می بیند و عیب های او را نادیده گرفته و خوبی هایش را دوچندان می بیند. (پس ازدواج معمولاً فرد به واقعیت برمی گردد).

واقعیت این است که همه آدمها به عشق مثل راهی برای جبران احساسات و ارضاء و ایدآل کردن یک نفر اما بدون درنظر گرفتن واقعیت، نگاه می کنند. تحقیقات انجام گرفته روی شکست ها و موفقیت های ازدواج نشان می دهد که هرچه مدت زمان آشنایی قبل از ازدواج بیشتر باشد، احتمال موفقیت در ازدواج نیز بیشتر خواهد شد.

برای موفقیت در ازدواج، مهمترین چیز اهمیت تناسب و شباهت زمینه اجتماعی دو نفر است. این یعنی کبوتر با کبوتر، باز با باز. در ازدواج باید با یک نفر زندگی کنید نه اینکه فقط او را دوست داشته باشید. همین واقعیت است که عشق را بخش مهمی از پیش نیاز ازدواج در نظر می گیرد.

یک ازدواج خوب، قوانینی دارد

از توصیه های قدیمی مثل "او را تحسین کنید"، "در سرگرمی هایش با او شرکت کنید"، "هم معشوقه او باشید هم زنش"، و .... در این مقاله هیچ حرفی به میان آورده نشده چون بیش از اندازه تکراری شده اند و از این گذشته به هدف خود هم نمی رسند. شاید آنچه که ما نیاز داریم یک دسته قانون جدید باشد. این قوانین به این صورت هستند.

قانون اول: هیجیک از طرفین نباید درمورد دوست دخترها یا دوست پسرهای قبلی طرف خود بد حرف بزند یا تحقیر کند. تمایل به خرد و تحقیر کردن افرادی که قبلا در زندگی همسر بوده اند، نشاندهنده نارضایتی از زندگی خود است. از توهین ها، کنایات، و بدزبانیها باید به کلی خودداری شود.

قانون دوم: شوهر نباید در جمع به همسر خود توهین یا بی احترامی کند. هرگونه بحث از این قبیل باید در خلوت خود دو نفر انجام شود. این مسئله درمورد خانم ها هم صادق است.

قانون سوم: وقتی شوهر مشغول کتاب خواندن با صدای بلند است، زن باید آرام در صندلی خود بنشیند و گوش کند. شاید از موضوع مطلب خوشش نیاید اما حداقل کاری که می تواند بکند این است که خود را علاقه مند نشان دهد. حین خواندن همسر نباید مدام دستش را برای پراندن مگسی که اذیتش می کند دراز کند یا اشتباه تلفظی شوهرش را گوشزد کند یا بگوید که یکی از جورابهایش را اشتباه پوشیده است. می تواند با جملاتی مثل، "چه جالب"، همسرش را تحسین کند.

قانون چهارم: شوهر باید با همه امور خانه آشنا باشد تا وقتی که همسرش به آرایشگاه رفته است و منزل نیست، بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد. البته شادی بد نباشد که همه خانم ها یک نقشه از جای همه وسایل خانه برای همسرانشان تهیه کنند تا آنها به مشکل برنخورند. البته مشکل اینجاست که ممکن است مرد آن نقشه را هم گم کند و تا برگشتن زن به خانه نتواند آنرا پیدا کند.

قانون پنجم: دو نفر که با هم زندگی می کنند نباید با هم شرطی صحبت کند. بهترین حالت حرف زدن با هم حالت خبری آنهم زمان حال است. زمان آینده که با تردید و نگرانی همراه است و گذشته هم که  دریای یاس و پشیمانی است.

ازمردمان تشکر به خاطر مطلب

+ تاریخ سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 11:5 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |