تبليغاتX
داغی قهوه به داغی عشق

فرهاد زعفری هشجین ایران شف 09121490154 www.iranchef.com

 

داغی قهوه به داعی عشق جاودانه خواهد ماند.


http://www.farhood.ir/jura_my_coffee_shop_roger_federer%20copy%20copy.jpg

 

 

+ تاریخ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:34 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |
http://www.farhood.ir

از تنگنای محبس تاریکی/ وز منجلاب تیره این دنیا/ بانگ پر از نیاز مرا بشنو/ آه ای خدای قادر بی همتا.
خداوندا فقط تو آگاهی و تو می دانی که دست از غیر تو شسته ام. به ملکوت آسمانت نظر دوخته ام. برای بیان رازهای درونم گوشی شنواتر از تو نیافتم. و دوستی مهربانتر از تو پیدا نکردم. دوست دارم شانه به شانه هم راه برویم. بر تپه های تنهایی بنشینیم و من بگویم و تو بشنوی. آرام برایت نجوا کنم و تو با دست بادت موهایم را نوازش کنی و با قطرات بارانت برایم گریه کنی و با رنگین کمان هفت رنگت دلم را شاد سازی.
خدایا در پهنه دنیایی که برایمان ساختی از انسانیت رنگی و اثری نمانده است. چه انسانها که اکنون از گرسنگی و فقر کودکان خویش را به خواب وا می دارند. چه بسیار انسانهایی که در دام عفریت فقر گرفتار آمده اند و صبر از کف داده اند و عفت و عزت خویش را در هر بازاری به فروش گذاشته اند. چه بسیار انسانهایی که همچون زالو از شیشه عمر دیگران سیراب می شوند و پا بر گرده بندگانی می گذارند که خود قانون بردگی شان را پاره کرده اند.
خدایا، خدایا.... بارها شده است که دلم برایت تنگ شده، بارها دلم برای نگاهت، صدایت و نوازشهایت تنگ شده. دلم برای این همه ظلمی که در لحظه لحظه زمان ها شاهد و ناظر آن هستی می سوزد. دوست داشتی بندگانت در نهایت مهربانی و صلح با هم زندگی کنند و دم به دم شیطان درون خویش ندهند. اما انگار خدایا این آرزو برایت هر روز دست نیافتنی تر می شود. خدایا مباد امیدت به متحول شدن ما به احسن حالات ناامید گردد. و برای خوب شدن مان دعا نکنی. من نیز با تو ای خدای مهربانم دعا می کنم برای عاقبت به خیر شدن نسل انسانها. نسلی که همچون ققنوس از خاکستر ظلم ها و عداوت ها سر بر می آورد تا فقط و فقط صلح را دریابد و دوستی و شادی و مهر را.
دعایم را بپذیر و آن را به اجابت برسان،

+ تاریخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:30 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |
http://www.farhood.ir

خدای من , بر سجاده ای نشسته ام که در هر گوشه آن , از بهاران رفته , یادگارهایی به جای مانده و اینک در انتظار یادگاری دیگر از نو بهاری دیگرند . خدای من ,هر بهار را سبزتر از دیگری بر من می گشودی و من تا انتهای سپیدی آخرین فصلش, شادمانه می رفتم و آن را به نو رسیده ای دیگر می سپردم .

ای عزیزترین, در گوشه ای از سجاده من ,نشانی از بهاری نه چندان دور می بینم , "سفر",تو مرا به سفری یگانه فراخواندی ,سفری به درون ,به خویشتنم و در بهاری دیگر در"سحری"عاشقانه بیدارم کردی تا اندیشه های شبانه ام را به آن بسپارم و رهایشان سازم.در بهاری نزدیکتر , ای نازنین , در "سایه ی خیالی "از نور و معرفت رهایم ساختی تا بدانم بی شناخت تو , بهاران,فصل تنهایی هاست خدای من , و باز در بهاری پیش تر ,"سودایی عارفانه"در سرم انداختی که درد , کوه , است و غربت وتنهایی , کویری بی انتها . اگر تو نباشی و با تو و فقط با تو , آنها همه هیچ اند و هیچ اند و هیچ .

در گوشه ای دیگر از سجاده ام ,ای مهربان ترین ,"سلامی سپید"به یادگار مانده است در بهار پیشین , مرا به سلامی میهمان کردی, گرم و دلنشین تا با هر آن چه بوی زندگی,عشق ,معرفت,می دهد,آشتی کنم .

اینک, ای خدای من ,"سجاده "معطر نشسته ام و به تمامی نشانه های دیدارهای بهاری ام با تو می نگرم :با"سفری" آغازکردم که آغازش تو بودی , به "سحری"عاشقانه رسیدم که بامدادش تو بودی , در "سایه خیال" تو به"سودای عارفانه"ای رسیدم که تنها بهانه اش تو بودی , به"سلامی"دوباره جانم دادی که صحتش تو بودی واینک در انتظار بهاری نو هستم و یادگاری دیگر از تو , تا مرا به تقدیری برساند که قادرش تو باشی ,به حالی بگردانی که محولش تو باشی.

فرهاد زعفری هشجین

+ تاریخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:29 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |
http://www.farhood.ir

می گن دل حرم توست و غیر تو را نباید راه داد

پروردگارم نمی دونم اشتباه کردم یا نه

ولی خودت آگاهی که تنها آرزوی من رسیدن به توست

عاشقانه پرستیدن توست.

پس مرا به وصال خودت برسان

 

من هم خودم رو این جوری قانع می کنم که شاید مانع رسیدن من به تو میشد

پس خودت بهم صبر بده و بهترین رو برام در نظر بگیر

کمکم کن بتونم به گفتم عمل کنم

 

+ تاریخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 13:20 نویسنده coffee shop / صدف / كافي شاپ.کام |